خداحافظ مهدکودک
امروز شنبه 29شهریور و روز خداحافظی از مهدکودک و ورود به دنیای مدرسه وپیش دبستانی پسر گلم امیرمحمد است .زمانیکه به دنیا آمده بودی به روزی فکر می کردم که بزرگ شدی و باید به مدرسه بری و اون روز خیلی برام دور بود...خیلی دور...
اما حالا رسیدم به همون روزی که خیلی برام دور بود...تو شش ساله شدی و داری وارد پیش دبستانی می شی و باید بدونی که از فضای بسته و امن مهدکودک داری وارد اجتماعی بزرگتر می شی .همه چیز در حال دگرگونی و تغییر است و از اینجاست که ماجراهای بزرگ زندگی که شامل مبارزه ،غم ،اندوه وتاسف خوردن است رو تجربه می کنی .
امیرمحمدم برای زندگی در این دنیا باید ایمان قوی ،عشق ،جرات وشهامت داشته باشی و هر زمان که تصور می کنی که حق با توست از خود ایستادگی نشان دهی و برای رسیدن به هدفت بجنگی .
عزیزکم باید بدونی در این دنیا در مقابل هر آدم بد فردی قهرمان است و در برابر هر آدم فاسد رهبری فداکار ودلسوز و در مقابل هر دشمن دوستی مهربان پس باید خودت رو برای مقابله با هر شرایطی آماده کنی.
امروز روز به یاد ماندنی برای من وتوست .پسر عزیزم به خود می بالم که فرزندی چون تو دارم و از خدای خویش بیش از همیشه سپاسگذار وجود نازنینت هستم.
همیشه باش همینقدر نزدیک
همین طور مهربان
و همین اندازه ستودنی

امیرمحمد برای رفتن به مدرسه آماده شده وآیدا خانوم براش قران گرفته

درورودی مدرسه که با گل تزیین کرده بودند:

سالن مدرسه که باغچه کوچولوی بامزه ای داخلش است:

پدر و مادر و بچه ها نشستند و به توصیه های مدیر مدرسه گوش میدهند:

کلاس امیرمحمد که اسمش رنگین کمانه:

خانم عسکری و امیرمحمد گلم:



خداحافظ مهدکودک
